سیّدمجتبی جلال‌زاده

پژوهشگر، نویسنده و تحلیل‌گر حوزه روابط بین‌الملل

سیّدمجتبی جلال‌زاده

پژوهشگر، نویسنده و تحلیل‌گر حوزه روابط بین‌الملل

شبکه‌های اجتماعی من

۳۶ مطلب با موضوع «تحلیل و بررسی» ثبت شده است

بررسی سیاست خارجی بریتانیا پس از برگزیت و کوچ امنیتی آمریکا در قبال خاورمیانه



منتشر شده در: هفته‌نامه مثلث، سال ششم، شماره سیصد و چهل، 11 دی 1395

بازنشر: ایرنا مقاله

--------------------------------


مقدمه

بریتانیا، طی دوران گذشته یکی از مؤثرترین و کلیدی‌ترین بازیگران در منطقه خاورمیانه بوده است. سیاست‌هایی که کنش میان بازیگران منطقه را نیز دست خوش خود قرار داده است. اکنون با توجه به تغییر در شرایط خاورمیانه و تغییر بازیگران منطقه، بریتانیا در پی حضور پررنگ‌تر از گذشته است. یکی از دشواری‌های شناخت سیاست خارجی بریتانیا، کمبود ادبیات آکادمیک در این حوزه به زبان فارسی است و فقر منابع در این زمینه به وضوح مشخص است. اما در این جستار سعی بر آن شده تا با تکیه بر واقعیت (Fact) به جذابیت‌ها و انگیزه‌های خاورمیانه برای بریتانیا و همچنین کشف روند آینده سیاست خارجی این کشور، پرداخته شود.

گزارش رسمی مجلس عوام انگلیس و برخی ارزیابی‌های اتاق‌های فکر بریتانیایی بیان‌گر آن است که سیاست خاورمیانه‌ای بریتانیا به‌صورت قابلِ ‌توجهی مستقل از اتحادیه اروپا بوده و درعین‌حال وابسته به سیاست‌های ایالات‌متحده آمریکا تعریف می‌شود. لذا، این‌گونه بیان می‌شود که خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا تأثیر حداقلی بر ماهیت سیاست خاورمیانه‌ای این کشور خواهد گذاشت، اگرچه تغییر اولویت‌های منطقه‌ای این کشور در خاورمیانه دور از ذهن تصور نشده است؛ بااین‌حال، نگاه کارکردی بریتانیا به اتحادیه اروپا و سازوکارهای آن به‌عنوان ابزاری برای «اعمال قدرت کم هزینه‌تر» باعث خواهد شد تا خروج از این اتحادیه، ظرفیت‌های اجرایی و اعمال نفوذ انگلیس در خاورمیانه و شمال آفریقا را (بسیار) محدود سازد.

اروپا و از جمله انگلیس به‌خاطر همسایگی مجبور است به خاورمیانه توجه داشته باشد. نفت مسئله اصلی نیست. تمام کشورهای نفت‌خیز خاورمیانه خواهان فروش نفت و تأمین امنیت نفت هستند. مهم این است که منطقه‌ای که در همسایگی اروپا قرار دارد، از نظر دمکراسی از مناطق دیگری که طی بیست سال گذشته رشد دمکراسی داشته‌اند عقب است. طی دو دهه، آمریکای لاتین و جنوب شرقی آسیا، تحولات دمکراتیکی داشته‌اند و خاورمیانه نداشته است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ دی ۹۵ ، ۱۳:۳۳

حلب، نخستین خاکریز نبرد

بایسته های حضور ایران در نبرد حلب


منتشر شده در: هفته‌نامه مثلث، سال 6، شماره 339، 4 دی‌ماه 1395

-----------------------------------


مقدمه

تروریسم پدیده‌ای است که طی سالیان اخیر به یکی از مهم‌ترین موضوعات نظام بین‌الملل و به یکی از چالش‌های جدی منطقه خاورمیانه تبدیل شده و دستور کار جامعه جهانی را به خود جلب کرده است. این پدیده بر شیوه تعیین سیاست خارجی دولت‌ها تأثیرگذار بوده و فراتر از آن موجب تغییر در بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای خاورمیانه شده است. تحول از بُعد کنش‌گران موجب گردیده تا جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان بازیگری تأثیرگذار در معادلات مبارزه با تروریسم، اقدام به عمل نماید. اگرچه پیروزی حلب بزرگ‌ترین خبر هفته‌ای بود که گذشت، اما تحلیل‌های متفاوتی پیرامون آن شکل گرفت و گاهاً دیدگاه‌های متعارضی در خصوص آن بیان شد؛ هرچند که صدای واحدی از سیاسیون ایرانی به گوش رسید. پیروزی در آزادسازی بخشی از شهر حلب که به‌عنوان پایگاه اصلی مخالفان بشار اسد طی سال‌های ناآرامی و بعد از آن در جنگ داخلی سوریه، شناخته می‌شود، بی‌شک دستاورد بزرگ محسوب شده و ضربه‌ای کاری را بر پیکر خسته و زخم خورده تروریسم وارد می‌آورد. با نگاه به نیروهای حاضر در این نبرد و حضور مستشاران نظامی روسیه و ایران در کنار ارتش و نیروهای بسیج مردمی سوریه، این پرسش مطرح می‌شود که دلیل حضور ایران در این کارزار چیست؟ کشوری که مرز مشترک با ایران ندارد و به‌عنوان یکی از کانون‌های بی‌ثباتی و ناامنی در خاورمیانه شناخته می‌شود، حضور نظامیان ایران، چه توجیهی می‌تواند داشته باشد؟ در این جستار با عبور از این‌که چرا و چگونه حلب آزاد شد، به نقش ایران و دلایل حضور کشورمان در این جنگ نامتقارن می‌پردازم.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ دی ۹۵ ، ۱۴:۳۸


🔺 هفته‌نامه مثلث؛ شماره 337، 20 آذر 1395

بازنشر: ایرنا مقاله

------------------------------------------------------------

مقدمه

با تصویب قانون تحریمی ایران (Iran Sanction Act of 1996) موسوم به داماتو در ایالات متحده آمریکا، صداهای بلندی را در ایران مبنی بر نقض برجام به گوش می‌رساند. واقعیت آن است که برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) سندی چند لایه است. لایه‌هایی که موجب دربرگرفتن ابعاد حقوقی، سیاسی و فنی می‌شود و ماهیت پیچیده این توافق‌نامه را موجب می‌گردد؛ پیچیدگی‌ای که تکثر و قدرت بازیگران آن، مهم‌ترین دلیل برای انسجام آتی آن‌را می‌تواند موجب می‌گردد. در این جستار به بررسی این موارد می‌پردازیم که: نخست آیا تصویب این قانون یک‌سویه و خارج از منطق در آمریکا، نقض برجام محسوب می‌شود یا خیر؟ دیگر آن‌که آیا این قانون می‌تواند کمکی به شعار انتخاباتی ترامپ مبنی بر پاره کردن برجام نماید؟ در پاسخ به این دو پرسش، آن‌چه حائز اهمیت است اعتبار حقوقی این سند بین‌المللی است.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ آذر ۹۵ ، ۱۱:۱۰


منتشر شده در: خبرگزاری خبرآنلاین، 16 آذر 1395
بازنشر در: اندیشکده روابط بین‌الملل، آکا نیوز،

----------------------------------------

مقدمه

اردیبهشت‌ماه سال جاری بود که دونالد ترامپ، نامزد ریاست جمهوری وقت در آمریکا در کلامی تند و تهی از خرد سیاسی از «پاره کردن برجام» سخن به‌میان آورد. مواضع تند حزب جمهوری‌خواه و جناح راست آمریکا علیه توافق برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) نه تازگی دارد و نه موجب تعجب در مخاطب می‌شود. اما آن‌چه اکنون این مخالفت و نامیدن توافق بد بر روی برجام را مهم کرده و موجب شده تا سیاست‌مداران چه در داخل آمریکا (عموماً از حزب دموکرات) و چه در خارج از آمریکا (خصوصاً اروپای غربی) طی هفته‌های گذشته علیه هراقدامی که توسط آمریکا صورت پذیرد و این توافق را از بین برد، موضع‌گیری کنند، تغییر نقش دونالد ترامپ از یک نامزد و رقیب انتخاباتی به شخصیت حقوقی و صاحب نقش در آمریکا به‌عنوان چهل و پنجمین رئیس‌جمهور این کشور است. اکنون دیگر تهدید زایل کردن و از بین بردن هر سند حقوقی و هر تعهد بین‌المللی در حیطه اختیارات ترامپ قراردارد و باید بیش از پیش احساس عدم اطمینان از رفتار آینده این جمهوری‌خواه تازه‌راه‌یافته به کاخ سفید را داشت. این نوع اظهارات ترامپ برجام را بیش از پیش، شکننده کرده و مسیر توافق هسته‌ای ایران را با چالش‌ها و موانع زیادی روبرو گردانیده است. اما  پرسش مطرح این است که آیا ترامپ توانایی پاره کردن برجام و فسخ این سند سیاسی و حقوقی را دارد یا خیر؟ اگر پاسخی کوتاه و سریع بخواهیم، باید به صراحت گفت: «بله»! اما پرسش اساسی اینجاست که آیا ترامپ این اختیار را مورد استفاده قرار خواهد داد؟ و آیا آنچه تا کنون بیان کرده است، توان عملیاتی کردنش را دارد یا خیر؟ در این جستار به بررسی انگاره‌هایی می‌پردازیم که تصمیم رئیس‌جمهور آینده آمریکا را برای ملغی کردن برجام تحت الشعاع قرار می‌دهد.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ آذر ۹۵ ، ۱۲:۲۳

یادداشت اختصاصی برای باشگاه دانش‌وران روابط بین‌الملل، 13 آذر 1395

Club of International Relations Scholars (CIRS)


دانلود این یادداشت به صورت PDF

----------------------------------

مقدمه

برنامه جامع اقدام مشترک[1] یا همان «برجام» را بایستی در شرایط و بافت موقعیتی خاص زمان و زمانه خودش مورد بررسی و تحلیل قرارگیرد. اما فراتر از آن حتی اگر آیندگان از آن به‌عنوان یک معاهده نافرجام یادکنند؛ باز هم از ابعاد بین‌المللی و تاریخی آن نمی‌کاهد. این سخن بدان معناست که صرف انجام توافق با تمام آن‌چه که از ابعاد آن می‌دانیم، خود به تنهایی دست‌آوردی شگرف و بی‌بدیل در تاریخ روابط بین‌الملل جدید به شمار می‌آید. اما اکنون روند ادامه حیات این مهم به‌واسطه عمل‌کرد یکی از طرفین دچار نقصان شده است. آن‌چه که در گام اول به ذهن خطور می‌کند، فسخ و ملغی‌کردن این سند تاریخی نخواهد بود و بایستی به‌دنبال راه‌کار بود، به‌جای آن‌که زمین بازی را ترک کرده و به غار تنهایی خود بازگردیم. از خاطر نخواهیم برد که برجام سندی چند لایه است. لایه‌هایی که هم از حیث ماهیت (حقوقی، سیاسی، فنی)، هم از حیث شکل و هم از حیث بازیگران دارای تکثر و پیچیدگی‌های خاص خود می‌باشد.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ آذر ۹۵ ، ۲۳:۳۱

فرانسوا فیون و اتحاد راست میانه در فرانسه

آینده سیاسی فرانسه در دستان فرانسوا فیون


 منتشر شده در: هفته‌‌نامه مثلث، سال 6، شماره 336، 13 آذر 1395

بازنشر در اندیشکده روابط بین‌الملل، روزنامه شرق (1395/09/25)، مگ ایران

-------------------------------

مقدمه

«فرانسوا فیون»[1] نخست‌وزیر پیشین فرانسه[2] که در دور نخست انتخابات مقدماتی بیش از ۴۴ درصد آراء را به خود اختصاص داده بود توانست در 20 نوامبر با شکست آلن ژوپه و کسب اکثریت آراء و رسیدن به پیروزی قاطع برابر رقیب خود، آلن ژوپه، به‌عنوان نامزد نهایی حزب جمهوری‌خواه فرانسه یعنی حزب اصلی جناح راست میانه، انتخاب شود. اکنون فرانسوا فیون باید در انتخابات ریاست‌جمهوری سال آینده، با نامزد جناح چپ و نامزد جبهه ملّی، روبرو شود. چندی پیش روزنامه فیگارو نوشت: «رئیس جمهوری فرانسه [فرانسوا اولاند] نه تنها در میان مردم، بلکه در میان اعضای حزب سوسیالیست فرانسه نیز محبوبیتی ندارد» این انگاره در حالی مطرح می‌شود که اولاند به‌عنوان جدی‌ترین نامزد از سوی جناح چپ برای انتخابات ریاست جمهوری 2017 فرانسه مطرح است. از آن‌جایی‌که حزب سوسیالیست حاکم به رهبری اولاند، از محبوبیت کمی برخوردار است، شانس پیروزی نامزد جمهوری‌خواهان در انتخابات آتی بالاست بر همین اساس شناخت برنامه‌های فیون، حائز اهمیت است. در این جستار به بررسی سیاست‌های فیون در صورت پیروزی نهایی در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه، می‌پردازیم.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ آذر ۹۵ ، ۱۵:۲۸


🔺 هفته‌نامه مثلث، سال 6، شماره 335، 6 آذر 1395


پوست‌اندازی محافظه‌کاران و شکست سارکوزی

(تحلیلی بر انتخابات فرانسه؛ رقابت درونی حزب راست)


فرانسه خود را برای انتخابات ریاست جمهوری در سال آینده میلادی آماده می‌کند؛ انتخاباتی که فضای آن از چند هفته پیش پدید آمده و مقدمات آن وارد تعریف عملیاتی خود شده است. بر این اساس رقابت در فرانسه با توجه به مشارکت بالای مردم و رهبری سیاسی اتحادیه اروپا توسط این قدرت بزرگ، بسیار حائز اهمیت خواهد بود. خاصه آن‌که دنیا هنوز در شوک سیاسی ناشی از انتخاب یک تندروی جمهوری‌خواه در آمریکا به منصب ریاست‌جمهوری است و با توجه به شرایطی‌که در اروپا و به تبع آن در فرانسه پدید آمده است سبب می‌شود به نامزدهای احتمالی و بازیگری کنش‌گران سیاسی فرانسه با دقت نگریسته شود و برای یافتن مهار افراطی‌گرایی نقشه راهی را متصور شد.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ آذر ۹۵ ، ۱۶:۴۱
در مصاحبه اسپوتنیک
---------------------------------

رهبر جدید آمریکا نمی تواند از اجرای وظایف این کشور در خصوص توافق هسته‌ای با ایران امتناع کرده و یا این سند را لغو کند.
مجتبی جلال‌زاده، کارشناس ایرانی در مسائل سیاست بین‌المللی از مرکز علمی تحقیقاتی دانشگاه آزاد تهران در مصاحبه‌ای با اسپوتنیک می‌گوید:

دریافت فایل صوتی، 2.54MB



۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۹۵ ، ۱۹:۵۳

Interview with Sputniknews - 16:43 09.11.2016

--------------------------------------

 

 
The new US president is unlikely to abandon the Iran nuclear deal, an Iranian expert in international affairs told Sputnik, stressing that the Islamic Republic of Iran has already been proven to be a cooperative and trustworthy partner.
 
The new American president won't be able to abandon the obligations it had agreed to under the nuclear agreement with Iran or annul the deal, Mojtaba Jalalzadeh, an expert in international affairs at Tehran's Azad University, emphasized in an interview with Sputnik Persian. "The Islamic Republic of Iran's aspirations toward the presidency of the US leader are linked to the Iran nuclear agreement and his commitment to its principles. We believe that the 45th president of the US will not upset the implementation of UN Security Resolution 2231[culminated in the Joint Comprehensive Plan of Action (JCPOA)]," Jalalzadeh told Sputnik.
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ آبان ۹۵ ، ۲۳:۳۵
منتشر شده در: خبرگزاری خبرآنلاین، 15 آبان 1395

-------------------------------------------

مقدمه

ایالات متحده آمریکا از انتهای سال 2011 به تغییر استراتژی خود مبادرت ورزیده و نقطه شروع اعلام این استراتژی که به «دکترین اوباما» معروف شد، سفر اوباما در انتهای سال 2011 به کشورهای آسیای جنوب شرقی و به‌ویژه دیدار او با رهبران استرالیا بود. پرسش این است که آیا استراتژی آمریکا تغییر یافته است و به نوعی ما با دکترین جدید آمریکا مواجه هستیم؟ اگرمعتقد باشیم که استراتژی آمریکا واقعاً تغییر یافته است، الزامات آن برای منطقه آسیای شرقی چیست؟ و بالاخره تکلیف خاورمیانه و بالاخص خلیج فارس که نقطه تمرکز استراتژی آمریکا از سال 1991 (با جنگ دوم خلیج فارس) بوده است، چه خواهد شد؟ مخصوصاً آیا آمریکا می‌تواند پس از بهار عربی منطقه را رها نماید؟ پاسخی که می‌توان به این پرسش‌ها داد این است که: استراتژی آمریکا تغییر یافته و مهار چین در دستورکار آمریکا قرارگرفته و در بستر تفکرات استراتژیک آمریکا، این تغییر استراتژی بسیار رئالیستی می‌نماید. تحلیل منطق رئالیستی و پیشینه آن بر این فرضیه مهر تأیید می‌گذارد.

سوال دوم این است که در پرتو تغییر استراتژی، تکلیف خاورمیانه (از منظر آمریکا) چه خواهد شد؟ فرضیه دیگر نوشتار این است که دیگر خاورمیانه به دلیل تغییر در سه مؤلفه استراتژی خاورمیانه‌ای آمریکا (تعریف منافع ملّی، تهدیدات به منافع ملّی و پاسخ‌ها به این تهدیدات)، آن جایگاه سابق را (که در طی دو دهه از 1991 به بعد داشت) نخواهد داشت و آمریکا در حال بازگشتن به استراتژی قبل از دهه 1990 خود در خلیج فارس موسوم به «موازنه ساحلی» خواهد بود و در خاورمیانه از طریق متحدین خود همچون ترکیه، قطر، عربستان سعودی و نیز با نقش پررنگ متحدین اروپایی خود عمل خواهد کرد.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ آبان ۹۵ ، ۲۳:۳۳

منتشر شده در: خبرگزاری مهر، 15 آبان 1395، شناسه خبر 3813261

بازنشر در: اندیشکده روابط بین‌الملل، تابناک، بازار خبر، چه نیوز، مرسیا،امروز آنلاین، شبکه اطلاع‌رسانی مرآت (سمنان)، دنیای بانک، گام نیوز، اقتصاد ایرانی، واضح، کیهانه، آکا ایران، رهیاب، پیام آفتاب، پارسی نیوز، مرجع فولاد، دری نیوز، دیگه چه خبر، ایرسا، دمادم، گیتی آنلاین، عصر دیپلماسی، دنیای حقوق

1. مقدمه

اتحادیه اروپا  بزرگ‌ترین بلوک تجاری چند جانبه و مهم‌ترین نمونه الگوی همگرایی منطقه‌ای در جهان با بازاری یک‌پارچه و جمعیتی بیش از 500 میلیون نفر می‌باشد. این اتحادیه تاکنون برای تبدیل شدن به یک نماد بین‌المللی اقتصادی و سیاسی قدرتمند گام‌های مهم و مؤثری را در قالب معاهدات رم، ماده واحده، ماستریخت، آمستردام، نیس و بالاخره لیسبون برداشته است. با این همه، اگر چه اتحادیه اروپا توانسته است تا به یک هویت بین‌المللی قدرتمند و تأثیرگذاری در قلمرو تجارت و اقتصاد دست یابد، لیکن به نظر می‌رسد که هنوز این اتحادیه برای دستیابی به یک هویت سیاسی فراملّی ساخت طولانی‌تری را باید و بپیماید.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ آبان ۹۵ ، ۲۱:۳۷

منتشر شده در: خبرگزاری مهر، 3 تیر 1395 - شناسه خبر: 3689750

بازنشر در: شبکه اطلاع رسانی راه دانا، تسنیم، دولت بهار، تبیین نیوز، خبرگزاری آران، نشر نیوز، عصر دیپلماسی، بی‌باک،

-----------------------------------------------------


1. مقدمه

با تأسیس جامعه اقتصادی اروپا در سال 1975 توسط 6 کشور اروپایی و گسترش آن به اتحادیه اروپا با 28 عضو، روند همگرایی در اروپای پس از جنگ دوم جهانی بی‌وقفه دنبال شده است. همگرایی که بر بنیاد اقتصاد شکل گرفت و رفته رفته حوزه‌های امنیت، مهاجرت، انرژی و سیاست خارجی کشورهای عضو را در برگرفت. طی سال‌های گذشته دو دیدگاه اصلی برای گسترش اتحادیه اروپا در این بزرگ سازمان منطقه‌ای، مطرح بوده است. آلمان‌ها که خواستار گسترش طولی اتحادیه و فرانسوی‌ها که خواستار تعمیق بخشی و گسترش از لحاط عمق این اتحادیه می‌باشند. اتحادیه‌ای که غرب اروپا را در برگرفته است برای گسترش بر پایه دیدگاه آلمانی باید نگاهی به سمت شرق داشته باشد؛ به سمت کشورهای به‌جا مانده از اتحاد جماهیر شوروی. اینجاست که اختلاف‌ها بروز پیدا می‌کند. اختلاف بر سر پذیرش یا عدم پذیرش کشورهایی که از منظر دموکراسی، فرهنگ، ثبات سیاسی و اقتصادی با نیمه دیگر اروپا همگن نیستند.

اما فراتر از آن، بحث در مورد پذیرش کشور ترکیه هم مطرح است. کشوری که از لحاظ جغرافیایی کاملاً در حوزه اروپا قرار نمی‌گیرد اما به لطف تلاش سیاست‌مداران این کشور و از زمان تأسیس ترکیه نوین در سال 1923 تا کنون خود را به جغرافیای سیاسی اروپا پیوند زده‌اند و حساب‌شان را از آسیا جدا کرده‌اند. در یک کلام باید مجموع تلاش‌هایشان را برای غربی شدن دانست. از سال 1987 که نخستین گام عملی ترکیه برای پیوستن به اتحادیه اروپایی برداشته شده است، دوران پر فراز و نشیبی تا کنون طی شده است. در این جستار از قید نگاه تاریخی به مسئله عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا، عبور کرده و حالِ این مسئله را مورد بررسی و کنکاش قرار خواهیم داد.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۵ ، ۱۴:۰۰

منتشر شده در: پایگاه خبری تحلیلی الف، 11/06/1395، کدمطلب:  387326


بازنشر در: وب‌سایت خبری تحلیلی دیده‌بان روسیه


در همکاری با: آقای مصطفی آذریان، کارشناس مسائل سیاسی؛ تحلیل‌گر استراتژیک روسیه

-----------------------------------------------

مقدمه

«استفاده روسیه از پایگاه نوژه پایان یافت.» این همه آن چیزی بود که از صحبت‌های بهرام قاسمی (سخنگوی وزارت امور خارجه) در روز گذشته می‌توان برداشت کرد. خبر توقف موقتی همکاری نظامی روسیه و ایران بر علیه داعش، به همان اندازه کوتاه بود که خبر شروع همکاری، مختصر و مفید منتشر شد. اما فارغ از اصل این دو رویداد، یعنی شروع استفاده نظامی روسیه و حضور جت‌های جنگنده و بمب افکن روس در پادگان نوژه همدان و زمانی که استفاده از این پایگاه متوقف شد، بایستی به پیامدهای این حضور نظامی و فراتر از آن به روابط راهبردی روسیه و ایران نگریست. چرایی این همکاری و کنکاش حقوقی آن که باید بر اساس اصول 146 و 176 قانون اساسی مورد بحث قرار گیرد، موضوع این یادداشت نمی‌باشد. بلکه کوشیده شده است تا فراتر رفته و با تکیه بر واقع‌بینی در سطح تحلیل میانی، به واکاوی منافع دوسویه این همکاری راهبردی در جنبه تحولات منطقه‌ای و جهانی بپردازیم. بر همین اساس با نگاهی تحلیلی در پی چرایی این همکاری و جذابیت‌های آن برای ایران و روسیه هستیم.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۲۳

منتشر شده در: پایگاه خبری تحلیلی الف، 27 تیرماه 1395، کد مطلب:373148

-----------------------------------------------------

مقدمه

دو شب گذشته زمانی که گروهی از نظامیان ترکیه تلاش کردند تا قدرت را در این کشور در دست بگیرند، شاید در همان ساعت اول با توجه به سابقه کودتای نظامیان در بستر تاریخ سیاسی ترکیه، کمتر کسی فکرش را می‌کرد که آن‌را تا ساعاتی دیگر، کودتای نافرجام بخوانند. عمر کم کودتا سبب شد تا شبه بسیاری پیرامون آن شکل گیرد و انگشت اتهام نه به سوی اُمرای ارتش، بلکه به سوی حزب حاکم و شخص رئیس جمهور اردوغان نشانه رود. اما واقعیت این است که انجام یک کودتای نافرجام از یک سو و برآورد هزینه – فایده آن از سوی دیگر، احتمال ساختگی بودن آن را زیر سوال می‌برد. البته هنوز برای قضاوت نهایی بسیار زود است و باید منتظر گذر زمان شد تا اسناد و حقایق بیشتری از این ماجرا و رخ‌داد عظیم، آشکار شود. در این جستار، بدون پیش فرض و قضاوت، به خود کودتا و چرایی نافرجام آن نگاه می‌کنیم.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۵ ، ۱۰:۲۲

منتشر شده در: خبرگزاری مهر، 3 تیر 1395 - شناسه خبر: 3689750

بازنشر در: 55 آنلاین  و  بی باک
-----------------------------------------------------

مقدمه

قرار است پنجشنبه ۲۳ ژوئن 2016 (۳ تیر 1395) بریتانیایی‌ها پای صندوق های رأی بروند و تصمیم بگیرند کشورشان در اتحادیه اروپا بماند یا نه. مردم بریتانیا بر سر دوراهی مهمی قرار گرفته اند که تصمیم شان تأثیر عمیقی بر سال های پیش روی شان خواهد داشت. مخالفان و موافقان، این روزها سخت در تلاش هستند تا طرفداران خود را پای صندوق های رأی بکشانند. نظرسنجی های انجام شده، نشانگر آن است که رقابت شانه به شانه‌ای در افکار عمومی بریتانیا در جریان است و بعد از ماه ها بحث و گفت و گوی ملّی هنوز اجماعی بر سر تعیین آینده، به دست نیامده است.

به‌نظر می‌رسد از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون یعنی بیش از 70 سال، هیچ موضوعی به اهمیت بحث خروج بریتانیا از اتحادیه اروپایی و آثاری که به‌جای خواهد گذارد، مطرح نبوده است. موقعیت و سابقه تاریخی این کشور بر اهمیت این بحث می‌افزاید. خروج بریتانیا جدای از تبعات اقتصادی تجاری، می‌تواند یک شوک سیاسی و روانی در تحولات اروپایی به‌وجود آورد. همان‌طور که ورود بریتانیا با سروصدای زیادی در طی یک دهه (نهایتاً در 1973) صورت گرفت، خروج این کشور نیز طی 4 سال اخیر با سروصدای زیادی همراه است. این موضوع به یکی از دل‌نگرانی‌های محافل بریتانیا و اروپایی مبدل شده است. آمریکا و کانادا نیز نسبت به تبعات منفی این خروج به‌دفعات هشدار داده‌اند.

بریتانیا با توجه به پیشینه سیاسی تاریخی خود به‌ هیچ‌وجه علاقه‌مند نیست تصمیم‌گیری در مورد برخی سیاست‌های کلان خود مثلاً در حوزه پولی، دفاعی، امنیت، سیاست خارجی، امور اجتماعی و کنترل‌های مرزی را به یک سازمان فراملّی و اروپایی واگذار کند. تاکنون نیز لندن از پیوستن به حوزه‌های یورو (پول واحد اروپایی)، پیمان شنگن، منشور اجتماعی اروپایی خودداری کرده و آن را نپذیرفته است. چندی پیش، دیوید کامرون چنین گفت: وقت آن رسیده که مردم بریتانیا نظرشان را بگویند. وقت آن رسیده که تکلیف ماجرای اروپا را در سیاست بریتانیا روشن کنیم. در این جستار، به بررسی وضعیت پسا جدایی بریتانیا از اتحادیه اروپا در قالب سه محور: اقتصاد، مهاجرت و سیاست پرداخته می شود و موضوعات مهمی چون روابط فرا آتلانتیکی و آینده اتحادیه اروپا بدون بریتانیا مورد بررسی و کنکاش قرار می گیرد.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ تیر ۹۵ ، ۲۰:۵۶